بیوگرافی مانی خوشبین

مانی خوشبین در 24 دی 1349 در تهران چشم به جهان گشود. میزان تحصیلات او دیپلم می باشد.

مانی فرزند اول خانواده بود؛ او دو برادر و یک خواهر کوچکتر از خود دارد. نام پدرش ناصر خوشبین است و در گذشته، حسابدار شرکت نفت و مادرش هم خانه دار بود.

علت مهاجرت :

4 نفر از 6 عموهایش در جنگ ایران و عراق جانباز و شهید شدند و همین مسئله باعث شده بود که در سال  1363 به خواست پدرش، برای حفاظت از خانواده و علاقه ی زیادی که به مانی داشت، به امریکا مهاجرت کنند. زیرا در ایران وقتی پسرها به سن 14سالگی می رسیدند، باید وارد ارتش می شدند و به جنگ می رفتند و پدرش نمی خواست اتفاقی که برای برادرانش افتاده بود، برای مانی نیز رخ بدهد.

خانواده ی خوشبین حتی در زمان فعالیت پدر در شرکت نفت، در شهر سراب و ساوه زندگی کرده بودند. در نهایت دوهفته مانده به تولد مانی، تصمیم شان را قطعی کردند و با 2هزار دلار به ترکیه و سپس به امریکا رفتند.

 

چرا به امریکا مهاجرت کردند؟

زیرا یکی از دوستان پدرش در کاستاریکا پمپ بنزین داشت و به دلیل قول استخدام پدرش در انجا، امریکا را برای مهاجرت انتخاب کردند.

  زندگی در ماشین :

پدر و مادر مانی خوشبین

از فرودگاه لس انجلس به خانه ی دوست پدرش رفتند و پس از یک شب اقامت در انجا، همسر دوست پدرش بسیار از این شرایط ناراضی بود و اعتراض کرد. انها مجبور شدند تا خانه ی دوست پدرشان را ترک کنند و به مسافر خانه بروند؛ اما بعد از گذشت چند شب، پول شان در حال تمام شدن بود. در این حال، پدرش با دوست خود تماس گرفت که من و خانواده ام در شرایط بسیار سختی قرار داریم. او هم پیشنهاد کرد که من میتوانم یکی از ماشین هایی که در پمپ بنزین دارم را به شما بفروشم که با کار و یا در ان زندگی کنید.

در نهایت به همان مقدار پولی که برایشان مانده بود، یک ون گرفته و در ان زندگی خود را اغاز کردند. زندگی در ماشین بسیار برایشان سخت و طاقت فرسا بود.

در تمام این سختی ها، مانی خودش را مقصر می دانست. همین باعث شده بود که به فکر برود که یک کار بسیار بزرگی انجام بدهد که تحول زیادی در زندگی خانوده اش ایجاد کند و شرایط شان را تغییر دهد.

او در ان شرایط به مدرسه هم می رفت اما چون زبان انگلیسی بلد نبود، به شدت اذیت میشد. هم چنین، چون یک پسر لاغر و دارای قد کوتاه بود که توسط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گرفت. اینا عاملی بودند که هر روز 3ساعت به کلاس ASL (زبان اشاره آمریکایی) برود.

لاغر و قد کوتاه بودن، به او انگیزه داد که وزنه برداری را شروع کند. برای شروع، از حراجی وسایل دست دوم، دو دمبل به مبلغ 1دلار خریداری کرد. به مرور ورزش کردن، باعث افزایش اعتماد به نفس اش شد.

زباله گردی :

او شبانه روز دنبال ایده ای برای کسب درامد بود. یک شب که داشت اشغال ها را بیرون می برد، متوجه شد که امریکایی ها وسایل دست دوم خود را دور می اندازند؛ درصورتیکه می توانند ان را به فروش برسانند. از ان شب به بعد، مانی و برادرش وسایل دور ریختنی را جمع اوری می کردند و در اخر هر هفته، در بازار حراجی دست دوم به فروش می رسانند. انها مبلغ 10 دلار برای اجاره بهای مکان فروش وسایل شان پرداخت می کردند و بقیه ی درامدشان کاملا سود بود.این کار را تا 2سال انجام دادند.

کار در فروشگاه زنجیره ای Kmart:

در سال ۱۹۸۶ ، در فروشگاه زنجیره ای کی مارت با دستمزده ساعتی، ۳ دلار و ۱۵ سنت شروع به کار کرد و حقوق ماهانه ی او حدودا ۵۰۰ تا ۶۰۰ دلار می شد.

به علت نظم در کارش و حضور درست و به موقع او در فروشگاه ، 3 ماه به عنوان کارمند نمونه انتخاب شد. بعد از 8ماه تلاش بی وقفه، به سمت دستیار مدیر کالاهای ورزشی kmart منصوب و حقوقش دو برابر شد. او در مدت 2سالی که انجا کار می کرد، مقداری از دستمزدش را پس انداز کرد.

 

اولین ماشین مانی خوشبین در ۱۷ سالگی :

اولین ماشین مانی  honda accord 1983

در نهایت توانست 5هزار دلار پس انداز کند و از حراجی،  یک ماشین هوندا آکورد مدل ۱۹۸۳ بخرد. او همیشه علاقه داشت که وارد معاملات بشود. این رویای او از کودکی نشات گرفته بود. زیرا پدربزرگش یک خوار و بار فروشی داشت و از کودکی دیده بود که چطور پدربزرگش معاملات را انجام میدهد و این قضیه خیلی برایش جذاب بود.

از مانی خوشبین نقل شده که: ۱۵ یا ۱۶ ساله بودم که نقاشی یک عمارت با چند درخت نخل و دو ماشین مرسدس کشیدم، چون ارزوی من این بود که میلیونر باشم. علت انتخاب مرسدس بنز هم این بود که تا ان موقع از برند های دیگر مثل لامبورگینی و… اطلاعی نداشتم.

هم چنین می گوید که اگر شما در ذهن تان، ان چیزهایی را که می خواهید را تصور کنید، ناخودآگاهتان کنترل را دستش می گیرد! او مثال می زند که مثل ریختن اب از بلای کوه است که نیازی نیست شما راه را به او نشان بدهید بلکه مهم این است که شما اب را بریزید تا اب ریخته شود و خودش راه مورد نظر را پیدا کند. در واقع شما فقط باید اقدام کنید.

اجیل فروش مانی خوشبین :

با اینکه در کی مارت جایگاه خوبی داشت، اما او معتقد بود که این شغل نمی تواند او را به رویاهای مد نظرش برساند. برای همین در روزنامه های مختلف به دنبال کار جدید بود. سپس اگهی یک شرکت بازاریابی چند سطحی به نام wwi را دید. پیشنهاد این تبلیغ این بود که هر هفته می توانید 1000دلار کسب کنید. بعد از تماس با این شرکت، متوجه شد که انها در کار فروش سرویس چاقو، اجیل و… هستند.

بعد از انجام مصاحبه در ان شرکت، استخدام شد. او به مدت 3سال اجیل فروش بود. انقدر در کارش تلاش کرد که در 3ماه به عنوان فروشنده ی برتر ان شرکت انتخاب شد. ناگفته نماند که چون شغل پدربزرگش نیز اجیل فروشی بود، باعث اشنایی زیاد او به این حرفه بود. او به این صورت کار می کرد که به مغازه های مختلف می رفت و بازاریابی می کرد. این قضیه علتی بود که بتواند با افراد زیادی اشنا و حتی رابطه ای صمیمی برقرار کند.

راه اندازی اولین کسب و کار در سن کم :

 

یک روزی که همراه با پدرش در حال خرید کردن از فروشگاه های زنجیره ای بودند، مانی متوجه شد که تمام کالاهایی که می فروشد، در ان فروشگاه به صورت عمده فروخته می شود. با یک حساب و کتاب ساده متوجه شد شرکتی که در حال کار کردن برایشان بود، این اجیل ها را خیلی گران تر از اینجا می فروشد.

او تصمیم مهمی گرفت. به این صورت که خودش اجیل ها را به صورت مستقیم و به صورت عمده  از این فروشگاه ها بخرد و به مشتریانش بفروشد. کیسه های پلی استری را برای بسته بندی اجیل ها در نظر گرفت و برای اینکه برند خودش را داشته باشد، یک لیبیل برای انها طراحی کرد.

در 18 سالگی یک دفتر کوچک گرفت و بعد از مدتی انقدر کارش پر رونق شد که تصمیم گرفت تا نیروی کاراستخدام کند.

او انقدر غرق کارش شده بود که حتی زمانیکه به رستوران هم می رفت، اجیل هایش را می فروخت.یکی از ان افرادی که در رستوران بود، 3بسته از اجیل ها را از مانی خریداری کرد. از قضا ان اقا کارشناس بهداشت بود و به او گفت که بدون مجوز نمی توانی محصولات غذایی را به فروش برسانی. اما مانی از مجوز گرفتن اصلا اطلاع نداشت. بعد از اینکه پیگیری کرد، فهمید که هزینه ی تجهیزات پیشرفته تر که مورد تایید وزارت بهداشت بود، بسیار زیاد است.پس از کار اجیل بیرون امد.

 

از دست دادن سرمایه :

در ان زمان، مانی 20 هزار دلار پس انداز کرده بود. در نظر داشت که با این پول یک کسب و کار مستقل راه بیندازد. قابل ذکر است که در ان زمان هم به کسب و کارهای کوچک وام می دادند. پس از مشورت با پدرش، به این نتیجه رسیدند که با این پس انداز به همراه وام، یک پمپ بنزین خریداری کنند.

اما این پول به اندازه ی کافی نبود و نتوانست پمپ بنزین را بخرد.پس برای اینکه پولش بیشتر شود و بتواند وام بگیرد، پولش را در یک کارگزاری قرار داد. بعد از چند ماه فهمید که ان شرکتی که تمام سرمایه اش را در انجا گذاشته، کلاهبردار بوده و همه ی سرمایه ی خود را از دست داد.

ورود مانی خوشبین به املاک :

در سال ۱۹۹۲ ، در یک شرکت مرهونات به عنوان کارمند شروع به کار کرد. در انجا وظیفه اش این بود که وام صادر کند. در ان زمان با اینکه هیچ پولی نداشت، مجوز خرید و فروش املاک را گرفت.6ماه متوالی این کار را ادامه داد. در این راستا، با توجه به کار پردازش مالی که انجام میداد، متوجه شد که با حق کمسیونی که از هر وام گرفته می شود، میتوان پول زیادی را کسب کرد.او یک شریک پیدا کرد که کارش دلالی بود تا شرکت مرهوناتی خودش را راه اندازی کند و از این طریق به پول خوبی برسد.

با پول حاصل از هر حق کمیسیون، املاکی که مصادره یا توقیف شده بودند را در مزایده ها خریداری می کرد.او توانست 100دلار در سال اول بدست اورد. با این پول برای خود یک ماشین مرسدس و کت وشلوار 3تکه خرید. او تازه متوجه ثروت شد.

درست است که او میلیونر نشده بود اما در سن 21 سالگی، پول خوبی را کسب کرد. او به مدت 2 سال مشغول به انجام این کار بود و بعدا قیمت ها زیاد شدند و سپس بازار، رکود را تجربه کرد.

ورشکستگی مانی خوشبین :

با پیشنهاد شریکش یک فروشگاه تخفیف دار ۷۹ سنتی افتتاح کردند و درامد ماهیانه ی انها حدود30 هزار دلار بود.انها بعد از 1سال تصمیم شان را قطعی کردند که سوپر مارمت را جایگزین فروشگاه شان کنند.از اهداف بلند مدت شان این بود که تعداد فروشگاه هایشان را به ۱۰ برسانند.

اما همه چیز انطور که می خواستند اتفاق نیفتاد و یک فروشگاه زنجیره ای بزرگ به نام Food 4 Less در ان منطقه تاسیس شد. همین باعث شد تا درامد فروشگاه مانی خوشبین و شریکش تا50درصد کم شود.درنهایت بعد از ۲ سال، به درامد ماهیانه ۱۰ هزار دلار رسیدند.

بعد از این اتفاق همه به مانی پیشنهاد کردند که اعلام ورشکستگی کند اما او معتقد بود که ورشکستگی اصلاً یک گزینه نیست چون اقرار به شکست است.

این صورت، مانی سهم شریکش را خرید و با توجه به شرایط مالی که داشت، 8 نفر از کارمندانش را نیز اخراج کرد.او از خانواده اش درخواست کرد که پیش او بیایند و در انجام کارها به کمک کنند. این تصمیم تا حدودی خوب بود اما انقدر مشکلات فروشگاه بیشتر شد، که تنها راه حل برای این مسئله، فروش فروشگاه بود. اوفروشگاه را به مبلغ 285 هزاردلار فروخت.

سرمایه گذاری در املاک و خودرو :

با توجه به ورشکستگی مالی که برای مانی پیش امد، تنها دارایی مالی او پول فروش فروشگاه بود.بخشی از این پول، صرف بدهی هایش شد و مابقی ان که 180 هزار دلار بود، برای سودهی در E-Tradeگذاشت و توانست  پولش را تا قبل از سپتامبر 1999 ، 3برابر کند.

در ان شرایط باز هم دیگران به او می گفتند که اعلام ورشکستگی کن؛ اما او نپذیرفت و با همان پولی که برایش باقی مانده بود، 3ملک خریداری کرد. انقدر تلاش کرد تا در نهایت توانست صاحب یک مرکز خرید و 2 خانه بشود. با گذشت زمان فهمید که اگر پس از خرید یک ملک ان را بازسازی کند، میتواند 100هزار دلار پول کسب کند.

از دیگر کارهایی که او در حوزه ی املاک انجام می داد، این بود که اکثر اوقات روی املاکی پیشنهاد خرید می داد که چندین بار کاهش قیمت داشتند زیرا از این راه متوجه میشد که فروشنده خیلی زیاد به پول نیاز دارد و از این طریق املاک انها را زیر قیمت می خرید. اینها از جمله عواملی بودند که باعث شدند در 3 سال، سرمایه ای در حدود 10 میلیون دلار داشته باشد.

از جمله موفقیت های دیگر  او این بود که توانست در سن 29 سالگی، ثروتش را به 1 میلیون دلار برساند.  او در سن 33 سالگی هم توانست ثروتش را 3برابر کند. همچنان به تلاش بی وقفه ی خودش ادامه داد و معتقد بود که تازه اول راه موفقیت است و موفقیت به شدت اعتیاد اور است.

از جمله عوامل دیگری که در موفقیت او موثر بود میتوان گفت که هیچگاه طمع نکرد و تمام کارهایش را در زمانبندی درست انجام میداد. از این موضوع نیز اگاه بود که بیشتر مردم از احساساتشان در سرمایه گذاری استفاده می کنند و از جمله اشتباهات ان ها این است در زمانیکه قیمت ها پایین می اید، ملک خود را نمیفروشند زیرا فکر میکنند که با اینکار به خود ضرر می زنند. این در صورتی است که باید به جای در نظر گرفتن احساسات، چرخه ی بازار را مدنظر قرار بدهند.

او در سال 2018، نصف املاکش را فروخت و پولش را در حوزه ی خودرو، سرمایه گذاری کرد.چون معتقد بود در این زمان سرمایه گذاری در ماشین، خیلی بهتر از ملک است.

 

ازدواج با لیلا میلانی (Leyla Milani Hair) :

ازدواج اول مانی با شکست روبه رو شد. او در سن 41 سالگی با لیلا میلانی که اصلتا ایرانی  و در کانادا متولد شده بود، ازدواج کرد.لیلا میلانی مدل ، طراح و بازیگر بود. انهاد یک پسر به نام انزو پاشا خوشبین متولد ۱۳۹۵ و یک دختر به نام پریسیلا خوشبین که متولد ۱۳۹۱ دارند.

 

لیلا میلانی متولد ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ می باشد .او در رشته ی طراحی و بازرگانی دانشگاه لس آنجلس  تحصیل کرد و چند برنامه ی تلویزیونی در شبکه های مختلف آمریکایی مثل ان بی سی (NBC) و فاکس نیوز (Fox News)  همکاری کرده است.

به علت علاقه ی زیاد او به کشتی کج، در مسابقات به عنوان تشویق کننده از مبارزان خود طرفداری می کرد. در سال ۲۰۰۵ به عنوان تبلیغ کننده در مسابقات جهانی کشتی کج WWE Diva Search، به شهرت رسید. سپس کار مدلینگ را در یک مسابقه ی تلویزیونی اغاز کرد و پس از مدتی، با کمک های مانی  یک شرکت لوکس مراقبت از مو در زمینه اکستنشن مو را راه اندازی کرده است.

راز ثروت مانی خوشبین :

  1. مثل اسفنج باشید! همیشه در اطرافتان ادم هایی را قرار دهید که از درون موفق و ثروتمند هستند. از این رو زمانیکه مثل اسفتج باشید، می توانید دانش، اگاهی و تجربه ی انها را مثل یک اسفنج جذب کنید.
  2. در زندگی تان تعادل و تجربه کافی داشته باشید! توجه افراطی به کار یا تفریح، و همچنین توجه نداشتن به دیگر موارد زندگی، شما را از مسیری که به موفقیت می رساند، دور می کند.
  3. سعی کنید آخر هفته را با خانواده سپری کنید! از نظر من خانواده در اولویت است و توجه کردن به خانواده و داشتن روابط سالم و سازنده باعث افزایش روحیه و خلاقیت می شود و مسیر موفقیت تان را هموار می کند.
کتاب های نوشته شده توسط مانی خوشبین
  • از آرزو تا کلکسیون میلیون دلاری
  • از رویا تا واقعیت
  • راهکارهای یک سرمایه گذاری موفق
  • راهنمای خلاف گرا

جملاتی از مانی خوشبین :

  • به خودتان ایمان کامل داشته باشید و در مسیر رسیدن به اهداف تان تسلیم نشوید.
  • از سختی ها نترسید زیرا هر سختی به دنبالش راحتی و آسایش است.
  • روتین روزانه‌تان را تغییر بدهید زیرا انسان‌ها مخلوقات عاداتشان هستند.
  • اهداف بلند مدت و کوتاه مدت داشته باشید و انها را بنویسید.
  • اگر می خواهید یک میلیونر باشید باید دنبال سکوی بعدی باشید اول اعتبار کسب کنید و تیم تان را تشکیل بدهید و آدم های اطرافتان را بسازید. زیرا به این خاطر که فقط انگیزه کار دارید نمی توانید به درآمد برسید بلکه باید تجربه و سابقه کار هم داشته باشید.
  • بر ترس هایتان غلبه کنید و قدم های کوچکی در جهت ترس هایتان بردارید چون ترس سم مهلک برای ذهن تان است.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *